بروزرسانی ( بنام خدا و سلام )

سلام عليکم .
وبلاگ مذکور چنين بروز کرده :

جمعه، 27 آبان، 1384

زير سايه يا ظل
سلام عليکم .
امروز هم ( ازمسجدچی باقيمانده ؟ ) چنين بروز کرده :

جمعه، 27 آبان، 13۸۴

باسلام عرض تبریک روز جمعه که زیر سایه ی مسجد محل خانه هایتان گرم باشد ، این پاسخ را دیدم که پدر به اظهار نظری در وبلاگش داده :

نويسنده: احمدعلي يزدي
جمعه، 27 آبان 1384، ساعت 7:0

عليکم السلام جناب ظهوری حق گو . آری الحق مر . ولی بقول شهيد مطهری : برای علی عليه السلام که حق نه تنها تلخ نيست ، بلکه شيرين تر از عسل و زيباتر از گردنبند بر گردن عروسست . مثل مرگ که حق است . اميدوارم ( رب فلق ) یا سپيده دمی مثل امروز زیر سایه یا ( ظل ) آقاامام زمان علیه السلام یا علی این عصر و زمان عمر نوحی را که فرمودید به شما داده و زبانتان را گویاتر ازاین بگرداند انشاءالله تعالی . والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته .

¤ نوشته شده در ساعت 6:50 توسط مريم يزدي

¤ نوشته شده در ساعت 7:2 توسط صدق

/ 44 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يه مسافر

يا استخوان در گلو دارند، و يا فارغ از نام و ننگ در گوشه ای.

يه مسافر

خدا شما را رحمت کند آقای يزدی. مردان آن جهاد اصغر بزرگان اين جهاد اکبر هم بودند در زمان خودشان.

يه مسافر

قلب حرف من اين است که جهاد اکبر در دوره ما سخت شده. اما می شود با تاسی به شهدای جهاد اصغر ( که عرض کردم بزرگان جهاد اکبر هم بودند در عين حال) راه جهاد با نفس را درست تر پيمود در اين دوره.

يه مسافر

آقای یزدی، اگر زياده روی کردم (که کردم) مرا به بزرگواری خودتان ببخشيد مثل هميشه. التماس دعا و پيروز و پايدار باشيد.

احمدعلي يزدي

می خواستم باز هم بپرسم که از اسير ، مفقود الاثر ووو يشان که به مطلب نزديک شديد .

احمدعلي يزدي

سلام رزمنده ، چراکه بيداری در اين وقت شب را به رختخواب گرم و نرم ترجيح داده ايد . واز بزرگان جبهه ای گفتيد که من هم شناختی از آنها دارم ، هرچند که مثلا فيلمی از آنها پخش نشده باشد و يا برای بزرگی آنها به اصطلاح تبليغ نشده باشد .

يه مسافر

سلاو درود خدمت آقای يزدی و خانواده محترم. سلام مرا به فرزند عزیزتان برسانید. آقای يزدی پس عکس کو؟ دست من نرسيده هنوز. خوشحال می شوم اگر عکس را ببينم. آقای يزدی پيرو فرمايشات شما در خصوص تاسی به بزرگان، داریم تلاشمان را می کنيم ولی خدا عاقبت بخيرمان کند که اين خيلی مهم است. اگر تا دم آخر به همين حال مانديم، سعادتمنديم.

حسین ظهوری

سلام عليکم ، دلم تنگ شده بود گفتم سلامی کنم و عرض ارادتی به شما و خانواده محترم . به يزدی با مرام ، زمن بود صد سلام ، سلام دائم دوام ،ايام باشد بکام ، با اهل بيت گرام ،روا شود این دعام ! ، اجابتی با قوام ،انشاء الله المدام ، صله من صد سلام ، سلامی البت مدام ، به اهل خير الانام ، قافيه چون شد تمام ، تمام شد اين پيام ، سایه عالی مدام عزتتان مستدام . (مث که ! بُدم در مَنام صبح شده ؟ من کجام !!)

احمدعلي يزدي

عليکم السلام آقا مسعود عزيز و برادر گرام ! حسين آقا و جای سيد بزرگوارم خالی . فرزند ! عزيزم چشم ، از سر کار که برگشت ميگم بره اين چی ميگن اسکن کنه و تقديم حضور نمايد ، شايد ، البته شايد ، يه کمی آن لطف شما را جبران کند . خب حسين آقا اين چی ( عشق ) چی شد ؟ : ( چراکه ) مگه ما چی کم داريم که عاشق نشيم ؟ ممنون ميشم اگه محبت فرموده راهنماييم کنيد ، خدا ميدونه دوست دارم بچشم اگه بشه . ممنون که تشريف آورديد منزل منزل خودتونه .

يه مسافر

سلام بر آقای يزدی گرامی و عزيز. برادر اولا نگران نباشيد بالاخره دست به دست هم می دهيم و کاری می کنيم که اين جوانها به من و شما نخندند و یکبار دیگر به همه شان ثابت می کنيم که دود هنوز هم از کنده بلند می شود.!!! (محض همان ادخال سرور بود) ثانيا من گمان می کردم قرار است عکس فرزند گرامی شما را در جبهه ها ببينم ولی الان به نظرم آمده گويا قرار است جوان ديروز و شيرمرد امروز را در وقتی اقلا ۲۲ سال جوانتر از امروز بوده را ببينم. زهی مايه خوشوقتی که ديدن رزمنده جهاد اصغر ديروز و اکبر امروز مایه سعادت است. بی صبرانه منتظرم تا چشمم به جمال شما روشن شود.