ما ( درك يا بقول خودمان دريافت ) داريم .

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله وانا اليه راجعون
سلام فرزندم .
حضرت فاطمه ( س ) صبرت بدهد دخترم ، خصوصا به مادر ، پدر و خواهر و برادران دختر عمويت فاطمه .
بقول عمو راحت شد ، اين روزهاي آخرش مرا ياد آخراي عمر بابركت آن حضرت مي اندازد ، هر چند مثلا پهلوي شكسته و شكسته شده !؟ كجا و رحلت پدر كجا ، حالا غربت امام زمان بماند كه گفتني نيست مگر براي همچون زهراي اطهر ( س ) .
من ضمن عرض تسليت پاداش و اجر مطلب فوق الذكر را امروز تقديم مي كنم به روح دختر عمويت ( فاطمه ) ، وبراي پدر ومارش همين بس اين نام را براي دخترشان برگزيده اند ، تولدش مبارك باشد در دنياي ديگر .
فعلا به خدا مي سپارمت و حرف از ( درك يا دريافت ) را مي گذارم براي فرصتي ديگر انشاءالله تعالي ، هر چند مثلا مامان بزرگ قمي هم كه از اين دنيا رفت ، من درس انشاي برادر ( هنرمند ) را در آموزش ضمن خدمت آموزش وپرورش قم تعطيل نكردم ، هر چند كه آخر دوره به اصطلاح قبول هم نشدم .
پس فعلا خداحافظ ، پدر .
......................................................................................................

پیشگفتار
اینکه مثلا درس انشای برادر ( محمد علی ) هنرمند را تعطیل نکردم ، برای اینکه بقول بابا طاهر ( دائم ) در حال یاد گیری هستیم ، حالا این درس و از ایشان یا درسی دیگر و از دیگری ، این کار ماست و اختصاص به ماه رمضان هم ندارد ، هر چند که این ماه آغاز سال تحصیلیست .
: ( چرا که ) کتاب درسی ما در این ماه نازل شده ، و در شب قدر هم که یکساله واحد گیری می شود .
پس تا آن شب اندازه گیری شده ، مگر اینکه کاری تا آن شب کنیم که تغییری داده شود .
این کار اختصاص به جمع ، جمعه ، جماعت و فرادای مثلا خانه ی ما ندارد ، هر یک از ما هم می تواند کاری بکند ، البته در خانه ، مسجد محل و جمعه ی شهر و دیارمان ایران و با دیگرکشور های جهان که ( جهانی ) تر می شود .
برای این هم مثل انفرادی نیازمند عقل یا بقول خودمان خرد هستیم ، خرد جهانی تر که مثلا سازمان ملل ، یا مجموعه هایی مثل مثلا کنفراسی که کشورهای اسلامی دارند می خواهند این نقش را بازی کنند !؟ در حالی که مثلا آمریکا می خواهد در سازمان ملل نقش عقل جهانی را بازی کند ، در حالی که اگر هم مستقل باشد و وابسته به مثلا سرمایه داران جهانی نباشد ، مثل همین سرمایه دارن ، این هم در خودش : ( همبستگی ) یا وحدتی ندارد که از آن بعنوان : ( آمریکا ) که گفته می شود نام برد ، و این هم اختصاص به آن کشور ندارد ، بلکه آیا ما در ایران هم به وحدتی رسیده ایم ؟
بامید همبستگی یا وحدتمان در خانه ، محل ووو انشاءالله تعالی که برایش ( حرف ) دارد ، فعلا خدا نگهدارت دخترم . سه شنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۴ ، پدر .
................................................................................


بسم الله ... ، اقرا ب ...
پس از سلام و آرزوي بهاري بهتر از بهار گذشته در اين بهار قرآن ، عرض شود كه اگر ديشب با مادرت آمده بودي به جلسه ي هفتگي باهمسايه ها ، كه به شب جمعه تغيير يافت ، هر چند پيشنهاد شد كه در اين ماه هر شب باشد ولي بعضي حرفشان همين يك شب بود ، مي شنيدي كه پس از قرائت قرآن فقط همسايه ي روبرويي به ترجمه و نقل قول از تفاسيري نپرداخت ، بلكه مثل قبل ديگران هم حرفي مي زدند ، و در ميانشان روحاني هم بود ، آنهم استاد دانشگاه و بقول خودشان عضو هيئت علمي دانشگاه هم .
اينجا هم مي بيني كه علاوه بر نسيم بهار عزيز ، كه دلمان برايش تنگ شده بود ، مهمان عزيز ديگري هم داريم كه ايشان هم حرف دارند ، حالا ( سيد ) اولاد پامبر كه خودش صاحب خانه است .
پس مسئله اين نيست كه ديگران هم براي ما حرف دارند ، يا فقط حرف ما : قابل تعميم به ديگران نيست ، باشد ، كه اين دامن حرف پيامبر و حتي نقل قولش از خدا را هم بگيرد .
و مسئله هم اين نيست كه خدا با زباني كه بشر با خود و ديگران حرف مي زند حرف دارد .
ووو ، : ( چراكه ) در پيشگفتاريم ، مثل مثلا همين حرف به اصطلاح عرفاني كه ( قابل تعميم ) در جمع ، جمعه و جماعت ، وحتي در خانه هم نيست ، باشد ، ولي در مثلا حسينيه اي ( نباشد ) .
پس مسئله مثل اين و مثل همين پيشگفتار به اصطلاح عرفا ، مثلا همان پيشگفتار به اصطلاح منطقيون است ، چه اهل منطق قديم و چه منطق جديد ش كه برخلاف قديميش مي گويد هيچي نداريم جز يك چيز آنهم همان هيچ يا ( صفر ) بقول خودشان ، والباقي بر اساس اين گفته مي شود ، بر مبناي اين پيشگفتارشان ، كه قابل تعميم به ديگران نيست هم ، نيست .
حرف اين است كه چه بعنوان مثلا هست قديم و چه بنام نيست جديد هم ، پيشگفتارشان به : ( اسم ) يست .
خب ، مگر در اول قرآن چه آمده ؟ جز : اقرا باسم ... ؟
راستي ديشب جات خالي ، وقتي از نزول دفعي و تدريجي مي گفتم و در تدريجي هم اول قرآن را سوره ي اقرا گفتم ، در جواب مثلا گفته شد كه : همين ميان دو جلد را قرآن گفته اند ( متخصصين ) ، در حالي كه پيش از آن گفته شده بود ، يا به حافظه سپرده بوديم كه مثلا : به روايات و احاديث همينطوري نمي شود استناد كرد ، كه پرسيدم به ( متخصص ) چطور ؟ و ... ، بحث جالبي بود ، استفاده كردم ، از مادرت مي تواني بيشرش را بپرسي ، اگر سر و صداي بچه ها در جلسه گذاشته باشد كه صداي خيلي ها را در آورده بود الا مثلا من را ، ( چرا كه ) آنها هم حرف دارند .
تافرصت ديگر خدا نگهدرات دخترم ، 15 مهر 1384 – پدر .
.......................................................................................................


پرسش
بسم الله ... ، اقرا ب ... .
جونم براي دخترم بگه كه اول يادمان نرود كه كجا هستيم بعد جواب يا بقول خودمان پاسخ .
خب كجا بوديم ؟ به اسم يا بقول خودمان نام ، مثل چي ؟ مثل ( ب ) .
آري ، مثلا كلمات عرب بر سه گونه است ، ولي گفته مي شود : اسم ، فعل و حرف است ، و هر يك ازاين سه هم نام كلمه اي از كلمات عرب مي باشد كه بعنوان مثال عرض شد .
حالا چرا : بسم الله ... ؟ و فعلا هم كاري نداريم كه ميان آن ( دو جلد ) حتي شروع شده باشد با : الحمد لله رب ( العالمين ) ، چه رسد به اينكه ( نقطه ) ي آغاز هم : نقطه ي ب بسم الله ... ، باشد ، كه نقطه ي آغاز هر نقطه يا به اصطلاح : ( فازي ) هم باشد ، : ( چرا كه ) مشكل منطق قديم و جديدش اين نيست كه ، در هر نقطه از نقطه اي هم صورت مسئله پاك نمي شود ، مگر اينكه ( حرف ) از نقطه اي باشد از نقطه اي كه پيشگفتار منطق جديد است , مثل چي ؟ مثل نطق منطق قديم ! ؟ ( چرا كه ) بعنوان ( يك ) ممكن الوجود حرف مي زند ، حتي بعنوان جانشين قطبش ، مگر اينكه بعنوان كارشناس يا همان : ( متخصص ) حرف نزند براي ( رقم ) ديگرش ، يا ما بعنوان ( رقم ) ديگرش گوش بحرف نديم ، ولو در ( حد ) يا ( فاز ) خود ، مثل ايشان نه كس يا : ( كساني ) كه هيچ مثلا نمي دانند ، كه بقول منطق جديد هم ، مثلا در كتاب درس رياضي : ( كلاس ) سوم ابتدايي وزارت ( خانه ) ي آموزش و پرورش دولت جمهوري اسلامي ايران ما ! ؟ مثل همان : هيچ شامي كبابي كه : ( داريم ) .
آري ، اقرا ورب ... علم الانسان ما لم ( يعلم ) ، ولي ، آنچه را نمي داند .
آري فرزندم ، مي شود از گوينده پرسيد : رب تو كيست .
چراكه دخترم ! پيش از ( تو ) يا ( ك ) بقول عرب ، و همينطور ( او ) هم : ... رب ... ، آمده در قرآن ،‌ يعني پس از : ... ، اقرا بسم رب ... ، ايشان هم پيدا شده ، به هر نقطه اي از جانشيني پيامبر هم كه رسيده باشند هم گريز از اين پرسش نيست ، مگر اينكه ( از كجا آورده اي ) شامل مثلا علم يا دانش ما هم نشود ، يا اينكه ميان آندو جلد آمده باشد : بسم الله ... ، اقرا باسم رب ... ، هر چند كه در بعضي از دو جلد ، پيش از آن هم ، آمده باشد ، بسم الله ... ، الحمد لله رب العالمين ، .... .
چرا ؟ بماند تا فرصت بعدي انشاءالله تعالي .
راستي ، امام موقت اين هفته ي نماز جمعه ي قم فرمودند كه اين ترتيب ميان دو جلد را كه قبلا نبود ، پس از نزول تدريجي از طرف خدا به پيامبر گفته شده ، گفتم كه بگم ، : ( چرا كه ) براي من تازگي داشت ، البته به اين شكلش كه پس از دفعي و تدریجی ، كه ايشان هم در خطبه فرمودند ، يك بار هم به اين ترتيب گفته شده باشد ، وگرنه خبر داشتي اين ترتيب از پيامبر را .
تا بعد ، خدانگهدارت ، 17 مهر 1384 – پدر .




/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hoda

با سلام و تبريک حلول ماه مبارک رمضان برای شما پدر گرامی ام . از اين که قابل دانستيد و به صفحه حقير سر زديد متشکرم . همچنين به خاطر تذکر به جا و منطقی شما که سعی کردم در پست بعدی وبلاگ لبگزه اصلاحش کنم .

hoda

درباره آنچه که در بخش کامنت ها نوشته بوديد تا حالا سه بار توضيح مفصل نوشتم که متاسفانه پاک می شد . فقط اينکه بايد بگم بهترين راه مسلما شهود و تزکيه نفس است . ولی برای خود شخص تنها حجت می باشد ( قابل تعميم به ديگران نيست

hoda

و اينکه اين کلاس بيشتربرای توانايی استدلال و دفاع از ايجاز قران را که ( در هر زمان مورد استفاده است ) تشکيل شده . علاوه براينکه کديور می گويد راه شهود چون شخصی است فرد بايد خود آن را بپيمايد و اين طور که خيلی ها دکان فضل و عرفان فروشی باز کرده اند فريبی بيش نيست . گرچه به علت ظرفيت کانت ها مسلما توضيح مناسبی ندادم

hoda

و همينطور من در مقام دفاع از ايشان يا کلاس هاشان بر نمی آيم . اميد اينکه خودتان در کلاس ها حضور داشته باشيد . فبشر عبادی الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اوليک الذين هداهم الله و اوليک هم اولوالباب ؛ التماس دعا ؛

احمدعلي يزدي

عليكم السلام ( پرگار ) محترم ، آري : فبشر عباد ، ال ... ، و : استدلال هم كه فرموده ايد در فرمايش شما هم مي باشد ، همانطور كه در فرمايش ايشان شنيده مي شود كه براي ديگري مثلا بنده وشما مي فرمايد ! در حاليكه انفراديست ، مگر اينكه براي شنيدنش فرموده باشند ، حالا در خانه ، محل ووو ، يا مثلا در حسينيه ي ارشادي كه فرموده ايد ، اينجا ما حرف داريم ، مگر اينگه : قابل تعميم به ديگران نيست ، باشد ، در خاتمه هم متقابلا تبريك عرض نموده والتماس دعا دارم كه خدا به دعاي شما جوانها زودتر رسيدگي مي فرمايد : ( چراكه ) به اندازه ي ما در اين دنيا بسر نبرده ايد . باتشكر از وقتي كه صرف عرايض بنده فرموديد خدانگهدارتان .

سید

سلام .. ممنونم که به ما هم سری زدید و .... ای کاش می شد فرمایشتان را بشنوم .. چه باید کرد از دست این وبلاگها که ما را محروم کرده از دیدن نظرات زیبای شما .. اگه می شه تکرار کنید لطفا شاد و سبز باشید

احمدعلي يزدي

عليكم السلام آقا سيد ، عرضي نبود جز اينكه مردن آنقدر هم كه شما فرموده بوديد ( هولناك ) نيست : ( چراكه ) جدتان هم فرموده باشند ( بميريد قبل از آنكه بميريد ) ، حالا مثلا مردن عضو نزد حس باشد و همينطور فكر يا انديشه بقول خودمان پيش عقل يا خرد ، بماند . خلاصه ازاين قرار بود که مزاحم شده بودم ، ممنون که به خود زحمت داده ايد ، هر چند که بابت تشريف فرمايی مديونم فرموديد ، تشکر .

سید

سلام .. دوست عزیز از اینکه رد پایت را در کلبه ی لبگزه دیدم بسیار خوشحال شدم ولی تأسف می خورم که چرا برای پذیرایی از دوستي چون شما قصور خدمت داشتم .. از مطلب زیباتون استفاده کردم ولذت بردم ... آری ... مرگ اگر مرد است گو نزد من آی // تا ... شاد باشید و مار ا از دعای خیرتون در این روز ها و شبهای روحانی بی نصیب نکنید.

رهرو ... ۳۱۳

سلام ، متن کو ؟

احمدعلي يزدي

عليکم السلام ، اينهم متن .