پاسخ تبريک

سلام عليكم ، امروز كه از سر كار برگشتم و دوش گرفتم و ... ، : ( چرا كه ) گرد و خاكي بودم ، وقتي رفتم سر كارم با كامپيوتر و پس از يكي دو كار ، اول طبق معمول يه سر زدم به به اصطلاح وبلاگ بچه ها و آخرش هم همين را بازكردم و ديدم كه نظر داده شده .
يكي اين بود كه عيد فطر را به كسي كه تبريك گفته بودم با ( لبخند ) پاسخ داده بود ، ايكاش مي ديدمش ، پاسخ را .

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید

سلام به همه ی دوستان عزیز .. عزیز یه مسافر .. گرامی احمد ( علی ) یزدی ... محترم ظهوری ... پاکان روزگار اولا مثل اینکه فقط من عقب افتادم و البته دلیلش همان علامت سؤالهایی بود که گذاشتم ... نفهمیدم چه شد که اینطور شد !!! ثانیا یزدی عزیز دلخور نشود که همینطوری بی دلیل (علی) اش را در پرانتز گذاشتم ... راستش این هم از سیاق همان نفهمیدم هاست که بر من ببخشایید ثالثا یه مسافر نازنین .. کم کم دارم در مورد حرف آن دوست نه به شک که به یقین می رسم که .. (خنده از نوع قاه قاه یا گاه گاه ) که اطرافیانم نیز به جنونم ÷ی برده اند و شاید بزودی تلافی این خنده های بیگاه بیگاه ما را بکنند برادر مهربان ... من پیام شما را تند وتند که نه ... فقط دو بار .. یک بار به سهو که سهو نیز عقاب ندارد و بار دوم به عمد که آنهم از باب اگر با دیگرانش بود میلی بوده است ... این که اشکالی ندارد و در ضمن فقط پیام شما نبود ... دو سه تا خوشبخت دیگر هم بودند که این لطف ما شامل حالشان شد...

سید

رابعا اینکه بعضی پستهای من جایی برای اظهار نظرهای دوستان عزیز و دیگر زائران این سرای کویری وحود ندارد و به قول شما صفحه ی پیام ها بسته است دلیلش آن است که آن پست فقط برای اطلاع رسانی است و نمی خواهم خیلی به عنوان یک مطلب اصلی به آن نگاه کنم ... دیگر اینکه قهر کردن ندارد که یا الله یا الله به خانه ی همسایه بروی و تکلف چای و شیرینی و .. به گردن او بیندازی ... اگر قدری این پای موشت را پائین بکشی به پست قبلی می رسی و در دیگری برای ورود به این خانه و تنبیه صاحب آن پیدا می شود ... آری نازنین خامسا من برای هر یک از این پیشنهادهای زیبا و جانانه اعم از مباحثه و مکالمه و معارفه ( یا به قول ظهوری که می گفت استشناخت که غلط نکنم درستش استشناس باشد ) برای مشانسه و ... آماده ایم سادسا شماها فقط امر کنید و به شرط آنکه یزدی عزیز اسطقسی حرف نزند که ما مبهوت فهمیدنش شویم و از همه جا بمانیم ( بازم خنده از همان نوع بالایی) سابعا امشب دخل ما با این خنده ها در خانه و با این پیام در وبلاگ در آمده است. ثامنا ملالی نیست بحمدلله

يه مسافر

سلام آقای يزدی. سلام دوستان. آقای يزدی مشکل چيست که نمی توانيد در پارسی بلاگ نظر بدهبد؟ اگر زحمتی نيست کمی توضيح دهيد بلکه بتوانيم مشکل را حل کنيم با هم.

يه مسافر

شناسایی از خودم و فاطمه بیگناهم منتشر کرده ام محض راحتی کار ترور کنندگان در آینده!!! اگرچه عمده دلیل انتشار این عکس اطلاع رسانی (صحیح) به آقا سید و دوستی دیگر از دوستان مجازی بوده تا فکرهای ناجور در مورد آدم نکنند!!!!) ولی آقای ظهوری که کلی کلاس گذاشته اند و آخرش هم هيچ! و بدتر و مشکوک تر از همه آقای سيد محمدرضا واحدی که حتی افتخار کلاس گذاشتن هم نداده اند به ما تا حالا !!! و کاملا خونسرد و در نهایت آرامش به افشاگری های ما می نگرد. اميد اينکه صاحب خانه ای که شهادت نامه عشاق در آنجا امضاء می شود به زودی پرده از چهره برگیرد تا شهدا قبل از شهادت ولو برای لحظه ای چشمشان به جمال صورت ايشان روشن شود. و من يکی حاضرم در قم يا جای ديگر چله بنشينم محض طلوع خورشيد جمال آقای واحدی، (بقيه را نمی دانم چه نذری حاضرند بکنند در اين خصوص!!!) البته اگر تا حالا زنده مانده باشند از بابت خنده های ناجوانمردانه شان به من بينوا در خانه از دست عيال و بچه ها!!! ***************** التماس دعا

يه مسافر

سلام رفقا، (منظورم آقای يزدی است و حسين آقای ظهوری! ) من به اين آقای سيد اولاد پيامبر، واحدی حسابی مشکوکم ! به چند دليل: ۱. چند وقت پيش يادم نيست کجا، کنفرانسی داشته در مورد اجداد حضرت رسول. ۲. اخيرا يکی از اين خبرنگاران (خودساخته) ينگه دنيا خواسته با ايشان مصاحبه ای مجازی داشته باشد. ۳. حالا هم يک نفر با کلی آب و تاب از منزلت ايشان از قول يکی از اساتيد دانشگاه سخن به ميان آورده و خبر از دعوت ايشان توسط همان استاد ذکر شده به دانشکده فنی دانشگاه تهران داده است.!!! به راستی این مرد کیست!؟ و چرا تا کنون هیچ کس موفق به دیدن (شناسایی) او نشده است!؟........... به علاوه دقت داشته باشيد که ايشان (هم مثل آقای ظهوری) هنوز حاضر به کشف حجاب از چهره اجتماعی و شناسنامه ای خودش نشده است.... به نظر می آيد که اين وسط پيرمردترين اين مجموعه که جناب آقای يزدی باشند (پنجاه و اندی سال) و بچه سال ترينشان ( که به گمانم بنده باشم با ۳۱ سال سن) از همه بی تکلف تر و ساده تر پيش دستی کرده ايم و خودمان را لو داده ايم. (تازه من ساده عکسی هم محض

سيد

سلام ... زيبا بود مسافر عزيز اول صبح کلی سر به سر ما گذاشتی و البته پر از محبت و .... کلاس کجا و ما؟؟؟ ما از شدت بی کلاسی سرمان را می دزديم که ديگران از مصاحبت مجازی با ما رنج نبرند .. وگرنه ما ...؟ به قول وحشی بافقی : حک کردنی چو نقطه سهويم بر ورق /// ما خال عيب صفحه رخسار عالميم ... اما جناب يزدی .. مگر می شود شما که خود از جنس اسطق سيانی ... ماجرا را نداني ..؟ به هر حال شايد غرض آزمايش ما باشد ... چشم .. گويند يکی از فلاسفه که بعيد می دانم ملا صدرا باشد .. فوت کرد ... نکيرين اش شب اول قبر بر وی ظاهر شدند و پرسيدند من ربک ؟ گفت : اسطقس فوق اسطقسات ... نکير بيچاره نگاهی به منکر و آن به اين و .. چند بار اين سوال و جواب تکرار شد .. دست آخر آن دو فرشته ی مقرب به خداوند پناه بردند که خدايا بنده ای از بندگانت که امروز مرده است ... هر چه از او می پرسيم چنين جواب می دهد ... و ما چیزی نمی فهمیم ... تکليف ما چيست؟ خدايشان گفت: او را رها کنيد .. چون او در طول زندگی هم چيزهايی مي گفت که من نيز نمی فهميدم

حسین ظهوری

سلام به جناب يزدی گرام ! برادر ! شما چرا بروز نمی کنید وبلاگت را ، تا ما هم استفادت کنيم ؟ هر ازچندی سری می زنيم ولی خبری نيست ، انگاری ؟ صبر هم اندازه ای دارد . يعنی چه. معنی ندارد که آدم دوستانش را اینقدر منتظر بگذارد . یک پیشنهاد !شما هم به محله بلاگفا نقل مکان کنید آب و هوایش بهتر است . لا اقل جای خالی یه مسافر را کمتر حس می کنیم . البته بچه ها دیگر بزرگ شده اند و خود می دانند ، خواستند آنها هم بیایند . بهر حال خوشحال می شویم من که از بلاگفا راضی ترم تا پرشین بلاگ . به خانواده محترم سلام برسانید و آرزوی توفیق و ارادت ما را . یاعلی .

یه مسافر

رفقا، حسين آقا، باور کنيد من هنوز زنده ام !!!. آرزو دارم شهيد شوم ولی هنوز نشده ام. باور کنيد !!! اينکه من از محله شما رفتم دليل نمی شود که جايم خالی باشد. به لطف اين دنيای مجازی هر کجا باشم هستم ! چه در محله شما، چه چند محله آنطرفتر. تازه گلگی هم دئارم که شما هنوز چشم روشنی برای خانه جديدم نياورده ايد. علاوه بر همه اينها من هم پيشنهاد می کنم شماها همگی بياييد اينجا پيش من. يک آپارتمان ۴ طبقه داريم که طبقه آخرش من ساکنم. طبقه اول را می دهيم به آقای يزدی که عيال وار است. طبقه دوم و سوم هم مال آقای ظهوری و واحدی. من هم چون جوانتز از بقيه هستم و هنوز می توانم از پله ها بالا بروم در طبقه چهارم ساکن شده ام . خدا را چه ديدی شايد اينجوری توانستيم يه وقتهايی دوربيين ديجيتال حسين آقا را قرض بگيريم و ما هم عکس دیجيتال !!! بيندازيم.

یه مسافر

دوستان، سلام و يک پيشنهاد: در مورد عيد فطر و ... بحث کرديم و آخرش هم به اين نتيجه رسيديم که همان جمعه عيد بود و ولايت فقیه هم از نوع مطلقش خوب است. و مسلمان بايد تلاش کند که رومی روم باشد. علاوه بر اين بر همگان واضح و مبرهن گرديد که چون ارتش چرا ندارد، پس ... (حالا اينکه اينها را به توافق رسيده ايم يا نظر من است، بماند!!! - دور از چشم آقای ظهوری-). خوب، حالا که ديگر اين بحث تمام شده بيايم مبحث جديدی را باز کنيم که اگر مايل باشيد پيشنهاد می کنم در مورد آن تک بيتی که از قول استاد بی چون و چرا، سعدی رحمه الله بر سر در خانه جديدم نصب کرده ام بحث کنيم و معنا و مفهوم آن. چه بسا بحث های اينچنينی به مذاق دوستان ديگر هم خوش بيايد و کم کم به جمع ما بپيوندند. نظرتان چيست رفقا؟