شکل ساده و پيچيده

بنام خدا و ديگر نامهايش ، همه ي نامها ، والحمدلله رب العالمين الرحمن الرحيم ... .
باز سلام دخترم .
هنوز فرصت دارم كه باز هم حرف بزنم ، : ( چرا كه ) گفتيم كه : ما حرف مي زنيم ، آنجا كه گفته شده بود : ( ماحرف نمي زنيم ، عمل مي كنيم : امام خميني ره ) .
: ( چرا كه ) تابستون مستونه ي ما كه اين باشه ، زمستونش پيداست .
خب ، تو هم كه خيالت تخت تخته ، ( چراكه ) اولين زمستاني نيست كه پشت سر مي گذاري ، برفرض اين هم روش ، اين هم ميره و ... .
خب ، ماه ماه شعبانه ، هر چند بقول بابا طاهر ، كه در آن ( متن كامل ) هم آمده بود ، خوشا بحال آنان كه دائم رجب ، شعبون و : ( ماه ) رمضونه براشون ، بقول آقا امام علي عليه السلام .
من هم تبريك ميگم ، نه تنها متقابلا آن سه روز ش را كه تولد آقا امام حسين و امام علي ثاني و حضرت عباس بن علي بن ابيطالب عليه السلام بود ، بلكه نيمه ي اين ماه را هم پيشاپيش .
راستي ، سركار كه بودي ، آبجي كوچيكه يه سؤالي كرد از روزه ي سكوت كه الآن يادم افتاد ،
پرسش مثل اين بود كه اگر روزه باشيم و حرفي بزنيم ، مثلا رو كاغذ ، يا مثل اين صفحه ويا ... چي ؟ مثلا با خودمان !؟ چي ؟ مثلا تو : ( قلب ) يا بقول خودمان دلمون چي؟ : ( حالا ) دلم همان جان ، خرد ووو ، منجمله عضوي از اندام هم كه ... .
خب ، بريم سر اصل مطلب ! چي گفتيم ؟ : ( چراكه ) فقط من كه نمي گفتم و تو هم گوش ، كه در آن : ( مدل ) آمده بود و اين وسط يه مشت حرف و باد هوا يا همان كه در پرتو نور مثلا خورشيد معلق درهوا ديده مي شود .
آري ، حرف كه مي زنيم ، در ساده ترين شكلش هم ، كه يك مقصودي در آن پيچيده يا بسته بندي شده ، مثلا از آسمان و زمين بالاي سر و زير پايمان كه مي گوييم ، مثل آن نيست كه اين وسط سر تا پايمان را تا پياده نشده ايم بحساب نياوريم ، ( آخه ) ميگن يكي سوار كه بود ، شتران پشت سرش را كه مي شمرد يكي كم بود ، پياده كه مي شد آن يكي را هم كه سوارش بود مي شمرد .
قضيه ي ما هم در حرف شده مثل اين ، مثل همان حرف از ( يك ) مدل ، چه : ( بسم ) گوينده و چه شنونده بقول صاحب : ( مدل ) ، يا شنونده و گوينده ي حرف !؟ ( چراكه ) : من تو همين كه گفتم پيچيده يا بسته بندي شده ام بقول آقا امام علي عليه السلام .
وقتي هم كه مثلا : ( بعنوان ) اهل دل مثلا حرفي مي زنم هم همينطور ، و چنان نيست كه : ( بر بام هستي ) بقول شهيد مطهري در مقدمه ي پاورقي اصول فلسفه و روش ( رئاليسم !؟ ) ، از جان ، خرد ووو پرواز كرده ، يا در آن پياده شده باشم ، ويا مثل مثلا ( هنر براي هنر ) يا مثل ( مدل ) شيخ ال ( رييس !؟ ) در جو : ( خلاء ) ، خالي يا همين تهي منطق جديد يا كامپيوتر ويا رايانه ي : ( بومي ) شده ، كه بجاي بوعلي در كتابي : ( بنام ) زبان علم ديده ام كه كشفش را به كاشفي از هندوستان نسبت داده اند ، سير كنم و نسخه ي عالم و آدم را بپيچم ، آنهم در : ( يك تهي ) يا صفر و ( مدل ) بالا هم براي پايين دست و : ( پيچيده ) در ( پيچيده !؟ ) و اهالي ( ساده ) نشينم ... .
انشاالله بازهم حرف مي زنيم ، يا بازهم حرف مي زنيم انشاالله تعالي ، فعلا خدا نگهدارت ، پدر .
راستي ، در اين گفته : العقول ائمه الافكار ، الافكار ائمه القلوب ووو ، يا : الحواس ائمه الاعضاء ، القلوب ائمه الحواس ووو ، از يادآوري و حافظه يا حافظه و يادآوري چه خبر ؟ خدا : ( حفظ ) ت كند دخترم .
راستي ، يادت هم مي آيد كه در اولين نوشته ام در به اصطلاح : ( وبلاگ ) ت بقول خودت ( چي ) گفتم ؟ ديگه والسلام فرزندم .

/ 0 نظر / 12 بازدید