كلاه

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

                      

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم

     اين قصه ي داداش كه در نظرات آمده :

 
 

bullet-arrow-orange.gifنويسنده: محمد يزدي

جمعه، 9 اردىبهشت 1384، ساعت 15:13

كلات كو ؟ شيره مي خواست بره مسافرت ، ببر رو جانشين خودش كرد ، روباهه گفت : ببر گردن كلفته يه وقت كودتا مي كنه ها ، شير گفت : چكار كنم ؟ روباهه گفت خره رو بذار ، شيرم گذاشت و رفت . صبح خره روباه رو احضار كرد ، تا اومد گفت : كلات كو ؟ يه فصل روباه رو زد . فردا شم همينطور ، روز بعدش روباهه با كلاه آمد ، خره ديد كلاه داره ، گفت : برو برام يه سيگار بهمن بخر ، روباهم رفت و به مغازه دار گفت : يه سيگار بهمن بده ، مغازه دار گفت : بلند باشه يا كوتاه ؟ روباه برا اينكه بهانه دست خر نده هردوشو خريد و اومد ، تا خره سيگارو خواست ، يكي رو داد ، خره گفت : از اون يكي مي خواستم ، روباهم اون يكي رو داد ، خره گفت : اينا رو ول كن ، بگو كلات كو ؟ ! و د بزن ...

E-mail:  وارد نشده است

URL:  az-honare-razmi-che.persianblog.ir

 

     من را به ياد كلمه ي جامع همان كتاب تئوري طبيعي مجموعه ها ي ستاد انقلاب فرهنگي انداخت كه از كلمه ي جامع تعبير به كلاه كرده بود .

     راستي ، كلاه مجموعه ي تهي و عضو دار جديد يا قضيه ي موجبه و سالبه ي قديمش جز ( مجموعه ) يا ( قضيه ) مي باشد ؟

 


 

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
We, Ouselves & us

سلام ... ما وبلاگمون رو تازه باز کرديم ... اگه با تبادل لينک موافق بودين ... بهمون بگين .... خوشحال ميشيم !