عالم و : عالم ( فراغت ) و فراقت

       سلام دخترم .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شکر خدا نه تنها دیروز سر کار نرفته  بودیم که ( توان ) ستم مراسم تنفیذ را از تلویزیون ببینم ، بلکه امروز هم در خدمتم ، پس تا کار دیگری پیدا نشده فرصتی داریم که هم برادرات هم به خودشان برسند و هم من که مثلا کمی هم به داداش کوچولو برسم که داشتن دوچرخه برایش با آن سه نفر دیگه از بچه های محل در : ( کانون ) پیش آمده ، و حالا نه تنها آن کانون ، مدرسه وووی ( محل ) تعلیم وتربیت یا آموزش و پرورش انفاقی ندارند ازآنچه روزیشان شده بوسیله ی همین بچه ها ، که اگر نبود این ( ولی نعمتشان ) برای کی می ( توان ) نستند تعلیم و تربیت ( رایگان ) هم راه بیندازند ، بلکه برای طرد این بچه ها از محل گذراندن ( اوقات فراقت) که نه ، بلکه برای تغییر زندگیشان هم به هر همکاری با دیگر موسسات ، سازمانها و ادارات منجمله اداره ی ... هم نه تنها تن می دهند ، بلکه افتخار ی هم : ( تعاون ) یا همکاری دارند  .

     فعلا باز بماند آ ینده ی فرادای داداش محسن و خانه و : ( خانواده ) اش چه در ( شکل ) جماعت و جمعه ی سرزمینش ایران ، وچه به هر شکلی که در دولت و : ( کابینه ی هفتاد میلونی ) معرفی شده یا شناخته شود ؟؟؟

پس فعلا در خدمت تو هستم و ( قضیه ) ی عالم و : ( ... عالم امکان ) ی که در مراسم تنفیذ دیروز گفته شد .

     قضیه مثل همان علم یا دانش و مثلا دانش ریا ضیست که ( حداکثر ) دو رقمی جدیدش هم : ( بنام ) علم یا دانشی مطرح می شود ، ضمن اینکه بقول داداش محمد ، که در آخرین نوشته اش از اهواز ، که در : ( قوه !؟ ) یا نیروی انتظامی آنجا خدمت نظام وظیفه ی ( اجباریش ) را تحمل می کرد ، در دادگستری !؟ ش ، و مفتخر به گرفتن کارت ( پایان ) خدمت و اضافه خدمتشان هم شد ، از همانها که مثل همین کانون ، مدرسه وووی داداشش گویا هیچ نسبتی ديگر با او ندارند ، حتی در ( جمع ) هفتاد میلونی هم ، نوشته بود : ( تاسه نشه ، بازی نشه ) ، که در پاسخ به آن بود که برایش نوشته بودم ، که شهید مطهری هم می گوید ، تا دو نشه بازی نشه .

     حالا منظور داداش بماند ، که : تاسه نشه ... ، چه می ( توان ) د یا ( امکان ) دارد که باشد ، هر چند : لا ی ( مکن ) الفرار من حکو متک ، : ( چرا که ) : ایاک نعبد ، را پس از : ... یوم الدین ، می گویی .

     ولی ( ممکن الوجود ) هم فرق دارد با ( وجود ممکن ) گفتن ، مگر اینکه ممکن باشد یا بتوان فرار کرد از آن که حاکم است بر حرف زدن ، حتی برای گفتن مثلا : ( مجموعه ی تهی ) و یامثلا ( عالم عدم ) پس از ( مجموعه ی عضو دار ) که مثلا : ( هفتاد میلون ) عضو دارد ، و همینطور ( عالم وجود ) .

     ودر ثانی : ( ... عالم امکان ) هم ناظر بر ( عالم وجود و عدم ) گفته شده ، ونه ناظر بر یکی از این ( دو ) ، ویا ( فارق و فارق ) از ایندو هم .

     در ضمن این : ( مواد ثلاثه ) اختصاص به ( گویش ) یا بقولی : ( گفتمان ) منطق و فلسفه ، یا حکمت و به اصطلا ح حکمت اسلا می ندارد ، در منطق جدید یا ریاضی و به اصطلاح کامپیوتر یا رایانه هم بقول داداش : تاسه نشه بازی نشه .

     و سوم هست و نیست ، عضودار و تهی ووو  را ( عالم ) نه این و نه آن این دو گفته اند ، در حالیکه همانطور که عرض شد این را دوم هر ( یک ) از آن دو می ( توان ) گفت ،  پس از ( آن ) دو ، که ب ( توان ) گفت : نه هستی و نه نیستی ، یا بقول منسوب به عوام ، که خواص ، نخبگان ووو ی ( عوام !؟) نسبت داده اند : می توانی یا امکان دارد که مثلا عضوی از ( جمع ) مثلا هفتاد میلونی ایرانی باشی و امکان هم ( دارد !؟ ) که نباشی .

     : چراکه ( کسانی ) از این مجموعه هم نخبه هستند و ( کسانی ) هم هستند !؟ که نخبه چی ؟

     یادت می آید : فاتوا بسوره من مثله ؟ که : ودعوا شهداءکم من ( دون ) الله ؟ که گفتیم امکان ندارد فرار از شاهد آوردن از هستی ؟

     فعلا بسه ، راستی از دانش و مثلا : ( دانش هسته ای ) هم چه خبر ؟

                                                             تا بعد ، خدانگهدار _ پدر .   

 

/ 2 نظر / 17 بازدید
jalal

با سلام خدمت شما وبلاگ نويس عزير...وبلاگت زيبا و مطالبت گيراست...دنياي وبلاگ نويسي دنياي بزرگ و آزاديه و هر کس ميتونه آزادانه ايده ها و نظراتي رو که براش باارزشن بيان کنه...من براي شما پيشنهادي دارم که عملي و بسيار خوبه که شما ميتونيد با استفاده از دوستيها و روابطتون با ديگران اون رو عملي کنيد.من مدتي که به پيشنهاد يکي از دوستام مشغول به اين کارم و خيلي ازرش راضي هستم...شما هم ميتونيد مثل بقيه در هر جاي ايران هستيد اين فعاليت رو شروع کنيد..اگه تو گوگل يا جستجوگرهاي ديگه سرچ کنيد متوجه ميشيد که ديگران هم از طريق اينترنت و ذوق و سليقه و وقت آزادي که دارن از اين راه دارن خودشونو تا آخر عمر بيمه ميکنن.من تونستم پس شما هم ميتونيد.در همين وبلاگ يا يک وبلاگ جديد ميتونيد به راحتي اين کار رو شروع کنيد و گسترشش بديد.چنانچه مايل بوديد به وبلاگ من سر بزنيد و مطالب مورد نياز براي شروع کارتونو ازش استخراج کنيد..در ضمن از بابت اينکه اين نوشته من به نوعي ميتونه يک تبليغ براي بينندگان وبلاگ شما از قسمت نظرات باشه ازتون تشکر ميکنم و اگه باعث ناراحتيتون شده عذر ميخوام...جلالhttp://ajob4all.persianblog.ir

احمدعلی

باسلام متقابل خدمت آقا جلال عرض شود که چرا : ( ناراحتی ... ) ؟ بقول خودتان : ( یک ) تبلیغ که بیشتر نفرموده اید . پس اگر از : ( یک ) ۲ ، ۴ ووو ، فرموده باشید بنده را که مدیون خود هم فرموده اید ، ولی بقول خودتان : ( ولی ) ، : ( چراکه ) در : ( کار برای همه ) شما چیزی جز : ( صفر ) ۲ ، ۴ ووو ، من که ندیدم ، آری اگر بقول شما منطق جدید ، یا ریاضی و یا کامپیوتر یا ( بومی ) ش رایانه ، منطق دانش ، دانش تجارت و دانش تجارت ( ماشین ) ی باشد ، شاید بشه گفت که چون بقول شما مثلا : ( در کل دنیا باب ) شده ، یا : (یه روزی همه مردم ایران بالاخره با این روش تجاری کنار می یان و یکی از اصول کاری اونها میشه ) ، مثلا مثل : ( جمهوری ) این ( شکل ) ی کار کرد ، ( ولی ) اینجا ( ایران ) ست . امید وارم ایرانیان یا بقول شما : ( آریایی ) ها ی محل زندگی ما هم وضعشان آنقدر روبراه شود که نه تنها در تابستان و فصل ( کار ) ما دستشان بکار بیاید ، بلکه زمستان هم بیکار نباشیم انشاء الله تعالی ، سلام بنده را به دوست ( همکار ) تان یا ( نیم ) دیگر ( 2 ) ی ( یک ؟ ) تان یا : ( معرف ) تان هم برسانید ، والسلام .