چشمگير ، گوش نواز ووو

بسم الله الرحمن الرحیم ، ... ، کلا ان الانسان لیطغی ، ... .
سلام يادآوری .
چشمگیر بود مطلب جدیدت که گفته ای :
پنجشنبه، 21 مهر، 1384


باسلام
عرض شود که در وبلاگ ( بنام خدا و سلام ) آمده :
پنجشنبه، 21 مهر، 1384


بسم الله الرحمن الرحيم ، والحمد لله رب العالمين .
سلام عليكم .
يادمان باشد گفته شد : بزودي در اين برنامه .
موضوع هم اين بود كه پس از اين عضو يا اندامي كه داشته باشيم ! : ( چراكه ) براي داشتنش دستكم از مقام لمسش مي توان نامي از آن برد ، ( مابعد ) ش كه لمس آن هم را شامل مي شود مثلا : ( ذهن ) گفته اند .
براي تعبير ذهن و : ( ذهني ) و : ( عالم ) ش نيازي به جستجوي چنداني نيست ، كه نياز باشد از گوينده اش نام برد كه مقصود هم اين نيست .
همينطور : ( عيني ) و : ( عالم ) ش .
مقصود اين است كه پس از اين چشم ، گوش ووو كه نور ، صدا ووو با آن نام برده مي شود ، خودشان با چي نامبرده مي شود ؟
و ، آري وبراي نامبردن بينايي ، شنوايي ووو ي آن چشم ، گوش ووو چي ؟
حالا كاري هم به اين نداريم كه مثلا جان ، خرد ، انديشه ووو ، پيش اين گفته مي شود يا مثلا بگوش رسيده ، مگر اينكه گوينده اش گوش را مخاطب قرار نداده باشد .
: ( ذكر ) ، : ( حفظ ) و : ( قلب ) يا دل هم همينطور ، ( چراكه ) اين وبلاگ آغازش آنجا بود كه به دل در قرآن ، به تفسير ي از دل در قرآن گوش داده بودم .
خب ، اين ماه هم كه ماه قرآن است ، التماس دعا دارم در اين بهار قرآن ، متشكرم .

¤ نوشته شده در ساعت 13:18 توسط صدق

¤ نوشته شده در ساعت 13:32 توسط مريم يزدي
تا ببینیم چه گفته می شود ، فعلا خدا نگهدارت دخترم .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

اضافه شده ی امروز شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴ :
سلام دخترم .
در رابطه با مطلبت از تلویزیون مطلبی پخش شد که تاکنون موفق نشده ام مشروحش را پیدا کنم ، : ( چرا که ) رسانه ی ملی هم همش را گذاشته که با آب و تاب پخش کند و باز هم شاید با سرودی ختم به خیر کند ، البته بعد از خبر آخر شب اصل کاری را از رادیو شنیدم .
در جستجو به این برخوردم که سلیقه بخرج داده بود ، مختصر و مفید ، والسلام - پدر .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

توضیح :
صبح : ( این ) جا صفحه ی اول روزنامه ی کیهان بود با انتخاب تعبیری از آنچه آخر شب از رادیو پخش شد که الان دیدم مطلبی از مبارزه با مفاسد اقتصادی جایش گذاشته شده ، حالا چرا ؟ بماند .
پس ( این ) صبح ( این ) بوده و مقصودم آن نیست که جایگزینش شده .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

اضافه شده در روز سه شنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۴ ، ساعت یک :

زبان

بسم الله الرحمن الرحيم ، ن والقلم ومايسطرون ، ... .
سلام دخترم .
پيش از اين گفتيم كه : ماحرف داريم .
دراين رابطه ، همينطور مطلب اخيرت ، كه يادت نرود ، در روز نامه اي ديدم كه گفته :
( ما براي شيعيان حرف و سخن بسيار داريم ولي براي غيرشيعيان نه اينكه نداشته باشيم، بلكه زبان بيان آن را نداريم. بنابراين در اين قلمرو نظر به اينكه جايگاه خودمان را نيافته ايم، محكوم به هضم هستيم. هيچ شكي نيست كه در اين قلمرو، تعاليم شيعه به حركتي نياز دارد تا در مسير اين رود خروشان كه معيارهاي ثابتي را در دهكده جهاني حاكم كرده برده نشود لازمه اين كار دو چيز است:
1- «هويت شناسي» و بعد به روز كردن اين هويت.
2- «شناخت جهان» در ابعاد مختلفي كه اين جهاني شدن را مي سازد. ) .
فعلا كاري به اين نداريم كه با توجه به آنچه پس از اين ( دو چيز ) گفته آيا همان قدرت هاي ( اقتصادي ) و ( فرهنگي ) كه گفته ، خواسته هاي خود را ( تحميل ) كرده اند ؟ يا ( خواسته ) اند و تا كنون نتوانسته اند كه هيچ ، بعد اين هم نمي توانند .
: ( چراكه ) همين روزنامه هم فردايش خبر داده كه :
( رئس جمهوري در ديدار سفير جديد كره جنوبي با وي :
قدرت هاي سلطه گر نمي توانند خواسته هاي خود را بر ملت ايران تحميل كنند ) .
و كاري هم به اقتصاد و فرهنگ يا فرهنگ و اقتصاد هم فعلا نداريم ، ( چرا كه ) باز روز از نو و يادآوري جايگاه گوينده در همان نظام : ( سلطه ) ، مگر اينكه در تحميل ( حرف ) شان از طريق روزنامه نقشي نداشته باشند ، همينطور خبرگزاري فارس : ( زمان ) ي كه حرف از آن تابيده .
چراكه طلوعش در خبرگزاري هم كه مثل اينجا نبوده ، همينطور درخشش براي چشم روزنامه .
خب ، با گوينده اش هم پس فعلا كاري نداريم و سرو كارمان با حرفست ، انظر ماقال .
ولي ، براي كي گفته شده ؟ با : ( زبان ) همان ؟ اين ديگر ( پنهان ) كردني نيست ، مگر اينكه براي ما گفته نشده باشد ، آنهم از خبرگزاري فارس ، روزنامه ي كيهان و از اين دست ، : ( حالا ) مثلا : ( خصوصي ) باشند و از بيت المال نباشند يه چيزي ، هر چند خصوصي شايسته ي همان : ( اقتصاد و فرهنگي ) يست كه ( خواسته ) فرهنگي به گوش ما رساند ه شود .
راستي حرفت چه بود ؟ يادت نرود ، اگر حرفي در رابطه با آن بگوشت رسيد بي خبرم نگذار .
خدانگهدارت ، پدر .
راستي يادم رفت دخترم ، بگوشت خورده كه مقصود از : ( زبان ) و : ( بروزش ) چيست ؟ منظور مثلا فارسي ، عربي و حتي به اصطلاح بين المللي اينها كه نيست ، حتي منطق قديم و رايجش در مثلا حوزه هاي علوم ديني هم نيست ، بلكه جديد يا بروزش مي باشد ، كه همچين : ( تحميل ) ي تحميلي هم نيست ، كه به رگ غيرتمان هم بر بخورد ، زبان : ( دهكده ي جهاني ) ست و : ( آفت ) هم گويا ندارد ، مثل قديميش كه بين : ( شيعه ) هم درخشش داشت ! ؟ دخترم .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

زبان اول
سلام دخترم .
بازهم چشمگير بود ، مختصر و مفيد ، پس كافيست ياد آوريش كرد تا بهش فكر كرد . والسلام ، پدر – پنجشنبه 28 مهر 1384

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

دعا
سلام دخترم .
اول اينکه حرفت يادت نرود .
ديگر اينکه امشب از خدا مسئلت دارم به اسمش آشناتر از سال گذشته شویم .
اللهم انی اسئلک باسمک یاالله یا رحمن یا رحیم ... سبحانک یالااله الاانت الغوث الغوث خلصنامن النار یارب .
سه شنبه ۳ آبان ۱۳۸۴ - پدر .



/ 41 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسین ظهوری

سلامی و از احوال شما استعلامی و آرزوی فقدان آلامی و در کوثر رمضان استحمامی و عرض خلوص تامی و تعارف یک دو جامی و از کلام شما اخذ کامی از برای چو من خامی که ندارم هیچ نشان و نامی و ختم کلامی با یاد به حق نامی .

احمدعلي يزدي

عليكم السلام برادر حميد عزيز ، ( كنجكاو ) شدم كه كداميك از آنها كه شما فرموده ايد به موضوع ارتباط ( بيشتري ) دارد ؟

احمدعلي يزدي

ببخشيد برادر حميد عزيز ، ( ... باموضوع ارتباط بيشتری دارد ؟ ) صحيح است .

حسین ظهوری

سلام و ممنون از تذکراتتان ، ضمنا به احترام قدوم شما و تذکرتان پست آخر را تغييراتی دادم يا حق

سید

سلام .. برادر عزیز عیدتون هم مبارک و ممنون از نظرات زیباتون که باید کلی زحمت بکشم تا بفهمم

شریف

سلام، مهمان عزیز خدا و عطر گرفته ماه پناه. مهرتان به دلدار، رسیده و چنین مهرانگیز، جانتان شوریده و گرفتید آنچه را که می خواستید. نوشـتان باد و اسباب خروشتان. پیشاپیش، عیــــــــــــــــــــــدتان مبارک. هرروزتان به چنین روزی عیـد. آبدیده شدید. آفرینتان. و چشمتان روشن. همیشه شاد و شاداب، سر زنده و سر حال، فرخنده و پایدار باشید. توفیق از خداست.

نسيم بهار

سلام بر حاج آقاي عزيز ... خوبيد استاد ،عيد شما هم مبارك و هر روزتان عيد باد(انشاءالله).ممنون از همه لطف و محبت شما.

يه مسافر

جناب آقای يزدی، با عرض سلام و تبريک عيد سغيد فطر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات یک ماهه شما. شما تقصيری نداشتيد، اشتباه از من بود که به خطا روز پنج شنبه را به عنوان عيد فطر تبريک گفته بودم. مع الوصف از ادبی که به خرج داده ايد نهايت تشکر و سپاسگزاری را دارم. انتساب انسان به خلق کريمه مايه سعادت دنيا و آخرت است و اين اولين مواجهه من با شما خاطره زيبای بعدها خواهد بود انشالله. جناب آقای يزدی، بارها و بارها در گذشته خدمتتان رسيده ام اما حقيقت اين است که نتوانسته ام از ترکيبی که بر وبلاگتان حاکم است و نحوه نگارش شما دقيقا سر دربياورم. پرانتزهای بی شمار و نوع نگارشتان که گاهی آميخته با ايهام بسيار است و بخشهایی به نقل از دیگران که اصلا نمی فهمم ارتباط آنان را به هم، مانع از استفاده کامل چون منی ساده انديش شده است. اميد اينکه با تامل بيشتر بر مطالب و نگارش شما بتوانم از نوشته هایتان استفاده بهتری بکنم. ************* با تشکر مجدد از نکته سنجی و حسن خلق شما، پيروز و پايدار باشيد

احمدعلي يزدي

عليکم السلام ... ( يه مسافر ) ، اول ممنون از اينکه قدم رنجه فرموده ايد ، در ثانی همانطور که ملاحظه می فرماييد مخاطب عرض بنده ( دخترم ) می باشد و ايشان نمی گويم هيچ پرسشی ندارند ، ولی پرسشش مثل فرمايش شما نيست ، خب ، من برای فرزندم که می توانم حرف بزنم ، نمی توانم ؟ آنهم در حالیکه مثلا از رادیو و تلویزیون این همه حرف وارد خانه ی ما میشود و کسی هم مسئولیت آنرا نمی پذیرد ، در حالیکه من خود را مسئول حرفم میدانم . امیدوارم تا اندازه ای فرموده ی شمارا اجابت کرده باشم انشاءالله ، پس فعلا خدانگدار و بازهم تشکر .

احمدعلي يزدي

باسلام مجدد به ... ( يه مسافر ) عرض شود که ( خدانگهدار ) صحيح است .